تبليغاتX
ندای اسمونی و عشق پیروز

 

خداي من تو را قسم ، به حرمت شکوه و غم

مگيرش از من

نياور آن زمان که او ، به عشق تازه رو کند

نياور اي خدا که او ، به خون من وضو کند

مگيرش از من

کنون که بسته عمر من ، به گرمي وجود او

تب وفا شرر زند ، ز تار من به پود او

مگيرش از من

مرا از او جدا مکن ، به بحر غم رها مکن

دل پر از محبتش ، به رنج من رضا مکن

در اين قفس خدايا ، تو کرده اي اسيرم

رها مکن ز بندم ، که دور از او بميرم

                                             مگيرش از من

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 18:10 توسط ندای اسمونی |


ولنتاین همه مبارک HAPPY VALENTINE

امیدوارم روزهای پرازعشقی داشته باشید در كنار عشقتون

این عکس سفارشی مال تو عشقم

ولنتاينت مبارك عشقم

كاش ميتونستم كادوي رو كه ميخواي بهت بدم

اينم براي همه دوستاي عزيزم كه دوسشون دارم اميدوارم هميشه شاد باشيد

 

پ.ن دوستای گلم اخر کارتهایی که بهم هدیه میدید بنویسید«از طرف ولنتاين تو»

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 20:22 توسط ندای اسمونی |


                        کنار آشیانه تو آشیانه میکنم.

    فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم.

    کسی سوال میکند؟

   ومن برای زندگی تورا بهانه میکنم.....

 

پ.ن عشق پیروزم بروز شد.

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386 17:52 توسط ندای اسمونی |


به یگانگی خودت خدا دوستون دارمممممممممممممم

اما .......................

اخه خدا چرا ؟؟؟

چرا اینطوریه ؟؟؟

شاید گناهان واشتباهات زیادی کرده باشم اما نه تا این حد......

گناه کارتر از من هم هستند چرا فقط من.......

درسته بنده خوبی نبودم  ... خیلی اذیت کردم هم تو رو هم بنده هاتو ....

اما من که توبه کردم از همه چی توبه کردم

به توبم هم عمل کردم .....

دیگه چرا ..................

اینها همه امتحانه ؟

اما من طاقت این امتحانها رو ندارم خدا....

ببخش طاقتم صفر شده پس دیگه امتحانم نکن خدا....

خواهش میکنم خدا ....

من بریدم ........

به یگانگی خودت نمیکشم

فقط تو را درم اون

پس بمونید ............................

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 1:32 توسط ندای اسمونی |


آیا هنوز به یاد می آوری آن گونه که بودیم

 

عشق من می گوید احساساتمان همانند بود و به همه چیز ایمان داشتیم

 

هر دو رویایی بودیم و عشقمان با طراوت زیر نور آفتاب می درخشید، تو را چون نجات دهنده ام دیدم و

 

 روحم را به تو هدیه کردم عشقمان تازه آغاز شده بود.

 

تا فردا فرداها همیشه مال من باش زنده تا ابد ، منتظرت خواهم ماند همواره پایدار همچون خورشید      

 آری به یاد می آورم هر کلامی که زمزمه کردیم نوازش تو چون آهنگ عاشقانه ای که گویی پیش تر ها

 

شنیده بودم مرا از درون زنده کرد و در انگشت ها یمان همچون شن های زمان روانه شد.                                                                                                          

چه قول ها که داده شد و چه خاطره ها که به ذهن سپرده شد خاطراتی که همواره در ذهن من بازتاب خواهند داشت.   

 

تا فردا فرداها همیشه مال من باش زنده تا ابد ، منتظرت خواهم ماند همواره پایدار همچون خورشید

 

دوباره تنها شدیم آیا آنها همه یک رویا بود احساسات نا گفته  احساساتی که فروشی نیستند.

 

بدان که اسرارت همواره در قلبم حفظ خواهد شد،تا فردا فرداها همیشه مال من باش زنده تا ابد ،

 

منتظرت خواهم ماند همواره پایدار همچون خورشید

 

 تا ابد زنده خواهم ماند و جستجوگر تنها در جستجوی یک نفر

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386 19:25 توسط ندای اسمونی |


سلام سلام

دوباره به همه دوستاي گلم

 

من اومدم اول بگم از اين به بعد ميمونم و ديگه نميخوام برم تا زماني كه بتونم ميمونم

بعد اينكه بالاخره امروز اون 1 ماه تموم شد. امشب خيلي خوشحالم يكمم ناراحت

 امشب تولد بهترين دوستمه اما من پيشش نيستم .براي همين ناراحتم اما خوشحالم كه امسال هم تونستم بهش بگم  

                     تولدت مبارك

 نميدون چي بگم اما فقط بهترين ارزوها براي تو كه بهتريني   

 

 

میخوام بگم دوست دارم       قد گلهای باغچمون

پرنده های بیزبون               ستاره های آسمون

میخوام بگم که عاشقم          به تو که عشق اولی

تو که از همه قشنگتری       توئی که تو قلب منی

میخوام بگم دوست دارم       تا که اینو خوب بدونی

تو هم بگی دوستم داری       همیشه کنارم بمونی

بهم بگو دوستم داری           بگو که بارون میشیو

تو چشمای من میباری         بهم بگو دوستم داری

بهت میگم دوست دارم         تا همیشه مال من باشی

سر بزاری رو شونه هام     بهم بگی که عاشقـــــــی

منم میگم دوست دارم         بهت میگم که عاشقم

دوست دارم دوست دارم                                  


اینم کیک تولدت همه دوستامم دعوتند خوشحال میشم بیاین 

 

تولدت مبارك

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 23:39 توسط ندای اسمونی |


درباره وبلاگ X

عشق شايد تنها جايزه ي اين روزگار نامهربان است كه براي بردنش نيازي به پارتي نيست ! برايش مهم نيست كه تو "شاهي يا" گدا" ! مردي يا زن ! هر چه كه هستي ، باش ! فقط تنها شرطش اين است كه ارزش آن را بشناسي و حرمتش را نگه داري.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386



پیوندها

عشق پيروز *وبلاگ خودم
خدا يكي حامد يكي
خدا يكي حامد يكي
نيمه شب
ساقي تنها
صادق كرده
ابجي مرجان
آتش عشق
پياده روهاي قيطريه
گل نرگس بيا
داداش محمود
مهگل جون
مهدي و دل تنگيهاش
یادداشت های یک دیوانه
درختان ایستاده میمیرند
نم نم باران
بازار بورس عشق
مامان*ملودی
پاییز 85
دلتنگی ها
لاله جون و عشق ابدی
نرگسی
بهشت گمشده
تنهايي
گلديس
تويسركان دانش
راز شمع
نيروي زندگي
خط خطي
كلبه تنهايي
حس تازه
عاشق شياد
دارچين*پگاه جونم
مترجم زبان مجاري
نارون
سرگرمي هاي خنده دار
دكتر هانيبل
نیایش جون
اسیر


    تعداد بازديدها:

RSS