سلام به همه دوستاي عزيزم نميدونم شايد اين آخرين پستي باشه كه مينويسم ، يا دفعه بعدي كي اپ كنم نميدونم اما اين مدت دوستاي خوبي داشتم ، اگه نوشته هاي غمگين يا به قول حامد نا اميد كننده نوشتم ببخشيد ،اما دست نوشته و حرفاي دلم خودم بود . اما دوستاي خوبي كه اين مدت هميشه با من بودند از حامد گرفته تا ملودي و ماماني ، لاله جون ابجي گلم ، بازار بورس عشق ابجي گلم ، اتش عشق، نيمه شب اقا رضاي بی وفا، مهگل جون، دادش بيژن ، پاييز 85 ، سجاد(تنها)، بهشت گمشده دوستم، علا ، پگاه ، پرديس ، اوا ، بهنام ،نرگسي ، رضا نم نم بارون، سرمين باران ، بهار ، گلديس ............. اميدوارم همه را گفته باشم اما اگر هم كسي از قلم افتاد معذرت ، اين مدت كه خوب بود وخيلي چيزا ازتون ياد گرفتم ...... شايد خيلي ها را هم اذيت كردم كه همينجا از همه معذرت ميخوام . دوستاي خوبي داشتم ودارم ،اما سعي ميكنم ۱ روز ديگه بيام تا بگم چه خبر بوده ، چون خيلي دوس دارم اونروز رو ببينم وبگم چه اتفاقي ميفته اما اگرم من نيام به ابجيم ميگم حتما بياد وبگه تا همه از سورپرايز بودن بيرون بياين ، خوب زياد گفتم . در ميان همه تنهايان من تنها ترين تنها بودم در ميان تاريكي دلم تنها و غمگين بود نميدونم تو كي و از كجا اومدي ؟ ولي دانم كه از ميان تاريكي ها روشني بودي نميدانم به من چه گويند عاشق يا بت پرست ؟ اما دانم........ عشق اگر عشق وعاشق اگر من باشم انچه هرگز نتوان ديد جدايي باشد با تو آزاد بودم رها با تو در نهايت ارمش بودم بي تو هيچم بي تو نخواهم بود دوستدار همه شما ندا پ . ن + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 13:26 توسط ندای اسمونی |
سلام به همه دوستای گلم
از دیشب اینجا برف زیادی اومده و همه جا را سفید کرده و امیدوارم دل همتون سفید بشه مثل برف .عکسای قشنگی گذاشتم شما هم ببینید . البته فقط اطراف خونه ی خودمونه وقت نشد از جنگلهای اطراف بگیرم اما این عکسها هم بنظرم قشنگه .امیدوارم خوشتون بیاد. پ. ن + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 22:32 توسط ندای اسمونی |
پ.ن + نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 23:15 توسط ندای اسمونی |
ديروز با يه دست گل اومده بود ديدنم ،با يه نگاه مهربون مثل هميشه ،همون نگاهي كه سالهاست با منه،گريه كرد و گفت : پ . ن : + نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 23:5 توسط ندای اسمونی |
|