تبليغاتX
ندای اسمونی و عشق پیروز

غم

اشک

تنهایی

غصه

عشق

زندگی تکراری من

.

.

همه همه شده همدم شبهای پاییزی من

و

تو بهترین یار من در شبهای غمزده پاییزی من 

 

 پ.ن :۳۰روز مونده تا .......

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 23:14 توسط ندای اسمونی |


گفتي از ياد تو ميرم نه عزيزم مگه ميشه
به جا چشمام قلبم  اما پيش توست واسه هميشه
فاصله بين من و تو تا كجا دنباله داره
قسمت .............................
روز موعود مطمين باش كه زيادم دورنيست
من كنار تو و تو مال مني تا هميشه
نميدونم ............................
با تو من خونه اي ساختم توي قلبم تا هميشه
مگه تو نخواستي بال من و تو بمونه پابرجا
من كه موندم ولي .....................
يه روزي يه وقت يه جايي
چشم من ميفته تو چشماي تو
اما اين همون خياله كه با من هست
تا هميشه
نميخوام كه نااميدي بشينه تو قلب خستم
چي ديدي خدارو شايد بشي مال من هميشه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 12:31 توسط ندای اسمونی |


دوري عشقهاي كچك را از بين ميبرد، اما به عشقهاي بزرگ عظمت ميده

مثل بادي كه يه كبريت را خاموش ، اما شعله هاي آتش را بزرگتر ميكند.

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386 11:30 توسط ندای اسمونی |


است  دلم برای کسی تنگ

كسي كه مهرباني چشمانش را بسان زلال جويباران و صفاي دلش را بسان قرص نان ميان همه قسمت ميكرد.

دلم براي كسي تنگ است؛
كسي كه دلي براي شنيدن نجواهاي شبانه من داشت و لحني آرام براي نوازش موهايم.

دلم براي كسي تنگ است؛
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد و پري دلم را با وجود خود خالي.

دلم براي كسي تنگ است؛
كسي كه اشكهايم بر روي دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روي گيسوانم.

دلم براي كسي تنگ است؛
كسي كه طراوت و شميم بهاران را با ترنم باران پائيزان، بطوراعجاب انگيزي درهم مي آميخت.

دلم براي كسي تنگ است؛
كسي كه با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائي را مالك بوديم.

دلم براي كسي بسيار تنگ است؛
كسي كه تا شمالترين شمال با من مي آمد و در جنوب ترين جنوب با من بود.

كسي كه زندگاني من است.

كسي كه دوستش دارم:

عاشقانــــــه

                  هميشـــــــه                    

                                           تا ابــــــــد            

                                                                   تاخود خداونـــــد!

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 23:41 توسط ندای اسمونی |


درباره وبلاگ X

عشق شايد تنها جايزه ي اين روزگار نامهربان است كه براي بردنش نيازي به پارتي نيست ! برايش مهم نيست كه تو "شاهي يا" گدا" ! مردي يا زن ! هر چه كه هستي ، باش ! فقط تنها شرطش اين است كه ارزش آن را بشناسي و حرمتش را نگه داري.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386



پیوندها

عشق پيروز *وبلاگ خودم
خدا يكي حامد يكي
خدا يكي حامد يكي
نيمه شب
ساقي تنها
صادق كرده
ابجي مرجان
آتش عشق
پياده روهاي قيطريه
گل نرگس بيا
داداش محمود
مهگل جون
مهدي و دل تنگيهاش
یادداشت های یک دیوانه
درختان ایستاده میمیرند
نم نم باران
بازار بورس عشق
مامان*ملودی
پاییز 85
دلتنگی ها
لاله جون و عشق ابدی
نرگسی
بهشت گمشده
تنهايي
گلديس
تويسركان دانش
راز شمع
نيروي زندگي
خط خطي
كلبه تنهايي
حس تازه
عاشق شياد
دارچين*پگاه جونم
مترجم زبان مجاري
نارون
سرگرمي هاي خنده دار
دكتر هانيبل
نیایش جون
اسیر


    تعداد بازديدها:

RSS